حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, ۹ آبان , ۱۳۹۹ 14 ربيع أول 1442 Friday, 30 October , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1293 تعداد نوشته های امروز : 2 تعداد اعضا : 9 تعداد دیدگاهها : 18×
برای خرید کالایی با برند خارجی چقدر پول اضافی پرداخت می کنیم؟
۲۲ خرداد ۱۳۹۴ - ۵:۳۱
شناسه : 795
بازدید 72
5

برای خرید کالایی با برند خارجی چقدر پول اضافی پرداخت می کنیم؟ خرید کالای برند شامل پرداخته هزینه های تبلیغات و برندینگ گسترده است و این هزینه بسیار بیشتر از قیمت تمام شده کالاست در نتیجه میزان استفاده ای که فرد از کالای برند خریداری شده می کند نسبت صحیحی با مبلغ پرداخت شده ندارد […]

ارسال توسط :
پ
پ

برای خرید کالایی با برند خارجی چقدر پول اضافی پرداخت می کنیم؟
خرید کالای برند شامل پرداخته هزینه های تبلیغات و برندینگ گسترده است و این هزینه بسیار بیشتر از قیمت تمام شده کالاست در نتیجه میزان استفاده ای که فرد از کالای برند خریداری شده می کند نسبت صحیحی با مبلغ پرداخت شده ندارد و فرد می توانست همین استفاده را با خرید یک کالای با کیفیت اما غیر برند با هزینه بسیار کمتر داشته باشد.
/ در حال رانندگی در یکی از خیابانهای شمال شهر تهران بودم که همسرم تماس گرفت. امشب منزل پدرم مهمان هستیم سریع تر خودت را برسان! لباس مناسبی برای مهمانی همراهم نبود فاصله تا منزل خودم زیاد و منزل پدرزن نزدیک بود چاره ای نداشتم چشمم به یکی از بوتیک های کنار خیابان خورد پارک کردم و به مغازه رفتم. ببخشید این تی شرت پشت ویترین را محبت کنید. فروشنده با احترام خاصی تی شرت را آورد و افزود قابل شما را ندارد صد و هشتاد هزار تومان!
در جوابش خندیدم و گفتم با من شوخی می کنید؟ اما او با جدیت بیشتری تاکید کرد که قیمت تی شرت صد و هشتاد هزار تومان است مگر مارک روی آن را نمی بینید؟ من که مطمئن بودم آن تی شرت هجده هزار تومان همی نمی ارزد یک بار دیگر قیمت را پرسیدم و پس از اطلاع از اشتباهی که کرده ام با عذر خواهی از مغازه بیرون آمدم.
آنچه مسلم است این است که آن مغازه در اثر فروش نرفتن جنس هایش تعطیل نخواهد شد. زیرا بقیه مشتریان مثل من نیستند و با آگاهی از قیمت کالاهای عرضه شده و با هدف خریدن لباس برند یا همان مارکدار به آن مغازه می روند.
امروزه در سراسر جهان تنها راه اطمینان قطعی از اصل بودن کالایی که با مارک یک برند عرضه می شود خریدن کالا از دفتر نمایندگی و فروشگاه متعلق به خود آن برند است زیرا صنعت فیک سازی یا همان کپی کردن مارک برند ها نیز بسیار پیشرفت کرده و جالبتر از همه اینجاست که بسیاری از برند ها در ایران هیچ نمایندگی ندارند تا صحت و اصالت کالایی که این قمیتهای گزاف بابتش پرداخت شده را تایید کند.
اما همچنان گروه هایی از اقشار ایرانی حاضرند دار و ندار خود را بدهند تا لباس مارک دار بپوشند ولو این که مارک آن در تولیدی های میدان شوش تولید شده و بر لباسی که مارکدار نیست نصب شده باشد.
برند گرایی چگونه متولد شد؟ برندگرایی نخستین بار در عرصه اقتصاد با هدف اطمینان از کیفیت کالا بوجود آمد. تولیدی هایی که سابقه و دانش و تجربه بالاتری داشتند روی کالای خود مارک یا مهری می زدند تا مشتری بداند این کالا از نظر کیفیت توسط فلان تولیدی یا کارخانه معروف ضمانت می شود و محصول آن ها را خریده است.
طبیعتا قیمت چنین کالاهایی نیز بر اساس کیفیت بالاترشان اندکی بیشتر از کالاهای مشابه بود اما پس از گذشت یک یا دو قرن موضوع کاملا تغییر کرد. امروز برند گرایی در بسیاری از صنایع علی الخصوص پوشاک دیگر ارتباط چندانی به کیفیت ندارد و با توجه به مثال مندرج در آغاز یادداشت به خوبی می فهمیم که وقتی یک تی شرت خوب غیر برند هجده هزار تومان بیارزد، امکان ندارد یک تی شرت برند هرچقدر کیفیت پارچه و رنگ و دوختش عالی باشد با قیمت صد و هشتاد هزار تومان تمام شود.
در حقیقت برند ها دیگر نه پول کیفیت بلکه تنها پول اسم و رسمی را دریافت می کنند که در اثر تبلیغات بین المللی و با هزینه های زیاد بدست آورده اند.
در چنین شرایطی کسی که برای برند پول می پردازد در اصل علاوه بر پرداخت هزینه تمام شده کالا هزینه تبلیغات فراوانی که در عرصه بین الملل برای مطرح شدن این برند صورت گرفته را نیز پرداخت می کند. بر اساس تحقیقی که در اواخر دهه نود میلادی صورت گرفت حدود نود درصد هزینه ای که برای خرید لوازم آرایشی در جهان پرداخت می شود، شامل هزینه های تبلیغات و برندینگ آنهاست و تنها ده درصد پول پرداخت شده شامل هزینه تمام شده کالا می باشد.
اما برندگرایی در کشورهای در حال توسعه مضراتی بیش از کشور های توسعه یافته دارد زیرا حماقتی تحت عنوان برند گرایی در یک کشور توسعه یافته هرچند به اقتصاد خانواده ضرر می زند اما ممکن است چیزی را از طریق خرید برند های ملی نصیب اقتصاد ملی کند. لکن در کشورهای در حال توسعه که برند ها نیز همه وارداتی هستند چنین حماقتی همزمان به اقتصاد خانواده و اقتصاد ملی ضرر می زند.
در بررسی مضرات متعدد برندگرایی برخی نکات بیشتر به چشم می خورند که بدانها می پردازیم:
نخست: پرداخت هزینه مازاد چنانچه در فوق نیز مفصل شرح داده شد. خرید کالای برند شامل پرداخته هزینه های تبلیغات و برندینگ گسترده است و این هزینه بسیار بیشتر از قیمت تمام شده کالاست در نتیجه میزان استفاده ای که فرد از کالای برند خریداری شده می کند نسبت صحیحی با مبلغ پرداخت شده ندارد و فرد می توانست همین استفاده را با خرید یک کالای با کیفیت اما غیر برن با هزینه بسیار کمتر داشته باشد.
دوم: ضرر به اقتصاد ملی با تخریب تراز تجاری برند گرایی علاوه بر زیان به اقتصاد فرد و خانوار اقتصاد ملی را نیز متضرر می کند زیرا اکثر برندها در کشور در حال توسعه وارداتی هستند و همه آنها نیز در قالب واردات غیر ضروری قرار داشته و فقط باعث خروج ارز از کشور می شوند و به اقتصاد ملی از طریق منفی شدن تراز تجاری ضربه می زنند.
سوم: ضرر به اقتصاد ملی با تضعیف تولید داخل برندگرایی مصرف کالای داخلی را کاهش می دهد و کاهش تقاضا همواره سبب کاهش تولید و آسیب دیدن بخش تولید است و این گونه است که فرهنگ برند گرایی تولیدات داخل را نیز تضعیف کرده و به اقتصاد مقاومتی ضربه می زند.
چهارم: تقویت فرهنگ باور فرهنگی به غرب و کاهش خودباوری ملی برندهای مطرح جهانی غالبا غربی هستند و برند گرایی انسان را بیش از پیش مرعوب غرب می کند. وقتی فردی برای خرید یک کالای برند غربی هزینه ای بسیار بیشتر از همان کالا مثلا پوشاک با همان کیفیت اما ساخت ایران می دهد؛ عملا این باور را به خود قبولانده که حتی با کیفیت برابر نیز تنها درج نام یک برند غربی ارزش یک کالا را چند برابر می کند! طبیعی است فردی با چنین باوری از روحیه تلاش و غرور و افتخار ملی تهی می شود و همواره در حسرت زندگی غربی و سبک زندگی غربی به سر می برد و هرگز با مولفه های فرهنگی ملی خود که عوامل برتری ملی و انگیزه های تلاش برای رشد و پیشرفت کشور هستند؛ ارتباط صحیحی برقرار نخواهد کرد.
پنجم: پذیرش سبک زندگی غربی به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان هر کالایی جنبه هایی از فرهنگ را با خود حمل می کند و این مساله فقط منحصر به کالاهای فرهنگی همچون فیلم سینمایی و کتاب و موسیقی نیست. هر پوشش هر وسیله الکترونیک حتی خود رو با لوازم آشپزخانه نیز می تواند بخشی از یک فرهنگ را با خود حمل و منتقل نماید.
برند گرایی فرد مصرف کننده برند را روز به روز در فرهنگ و سبک زندگی وارداتی غرق می کند تا جایی که با سبک زندگی ایرانی اسلامی خود بیگانه می شود و همه روزه ابعاد بیشتری از فرهنگ و سبک زندگی غربی را در مصرف کالاهای دیگری از این تمدن بیگانه جستجو می کند و در چرخه بی پایانی از روز به روز غربی تر شدن گرفتار می شود.
برندگرایی از آسیب های خطرناک و عمیق صنعت تبلیغات است که بیشتر جوانان و اقشار کمتر تحصیل کرده و کم آگاهی تر جامعه را هدف قرار می دهد و تنها راه مبارزه با این پدیده شوم اقتصادی فرهنگی آگاهی بخشی و افزایش اطلاعات اقتصادی در سطح آحاد جامعه است.
رفتار اقتصادی در سبک زندگی دینی
مفهوم سبک زندگی در غرب متفاوت از آن چیزی است که مقام معظم رهبری در سخنان خود بیان نموده‌اند. می‌توان گفت «سبک زندگی» در اندیشه غربی حالتی خاص از تعریف رهبری از سبک زندگی است. چرا که سبک زندگی از دیدگاه غربی بر یک سری مفاهیم فردی تکیه دارد که محدود در بهداشت، اجتماعات، غذاخوردن و … می‌باشد. این تلقی از سبک زندگی تمامی شئون زندگی فرد را در بر نمی‌گیرد. به عنوان مثال شامل نحوه رفتار در بازار و کسب و کار نخواهد شد و در مورد آنها بحث نمی‌کند حال آنکه رهبری تقریبا تمامی شئون معیشتی انسان را در سخنان خود مدنظر قرار دادند و دامنه این مفهوم را به بخش نرم افزاری تمدن گسترش داده اند. می‌توان ادعا کرد که دو بخش سخت افزاری و نرم افزاری تمدن متاثر همدیگر می‌باشند و تصحیح هر یک می‌تواند زمینه تغییر و تحول در دیگری را ایجاد کند. در ادامه به تاملاتی در باب سبک زندگی و اثرات آن بر اقتصاد اسلامی می‌پردازیم.
معنای سبک زندگی در بیان رهبری: با تاملی در بیانات رهبری می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که سبک زندگی به معنی اصول و الگوهای حاکم بر رفتار فردی و خانوادگی در درون خانواده و اجتماع می‌باشد. به عبارت دیگر ما در رفتارهایمان در مورد زندگی خودمان، خانوده‌مان و یا اجتماعمان از چه ارزشها و الگوهایی تبعیت می‌کنیم. این اصول و الگوها می‌توانند بخش حقیقی یک تمدن را تشکیل دهند. تغییر در این الگوها و اصول است که رفتار اقتصادی مردم را تغییر می‌دهد و نوع تحلیل ها درباره عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی نیز تغییر می‌کند.
جایگاه رزق در سبک زندگی اسلامی: رزق در زندگی از یک منظر مهم‌ترین مسئله و از منظری دیگر ساده‌ترین مسئله زندگی می‌باشد، و به همین علت است که اگر نگاه خود را نسبت به رزق تصحیح نکنیم ممکن است طلب رزق، تمام زندگی ما را اشغال کند و امری که باید برای هدفی بسیار بزرگ‌تر در کنار زندگی باشد، هدف زندگی گردد. از این رو برای نجات از چنین مهلکه‌ای باید با دقت هرچه تمام‌تر جایگاه رزق را در زندگی و معیشت خود بشناسیم و وظیفه خود را نسبت به آن به درستی انجام دهیم. مساله معیشت و تامین مالی زندگی در غرب یکی از دغدغه های اصلی مردم می‌باشد و این مساله در زندگی انسانی بسیار موثر واقع شده است. به همین دلیل مسایل اقتصادی به یکی از شالکه های اصلی زندگی تبدیل شده و بسیاری از علوم را متاثر کرده است. صنایع جدید برای کاهش هزینه ها و کاهش دغدغه های بشر ایجاد شده اما هنوز نتوانسته اند آرامشی برای هزینه ها و زمان های از دست رفته ایجاد کنند. یکی از عمده مسایل این نگرانی، دور شدن از مفاهیمی نظیر رزق و عدم فهم واقعی معیشت انسانی می‌باشد.
سبک زندگی و ربا: مروری بر آداب و رسوم مختلف مردم کشور نشان می‌دهد که روح حاکم بر بسیاری از رفتارها نشات گرفته از سبک زندگی غربی می‌باشد. سبک لباس پوشیدن، سبک غذا خوردن، سبک بهداشت و علم بهداشت، پیروی از فرهنگ غربی در کاهش هزینه های زمانی از طریق وسایلی چون اتومبیل، ماشین ظرفشویی، لباسشویی، یخچال های گران قیمت و …. ،‌سبک کار( انسانها به جای بیدار بودن در بین الطوعین و کار در روز و استراحت در ساعات آغازین شب، تا ساعتهای بسیاری از شب را بیدار می‌نشیند و فرهنگ شب نشینی به علت رشد تکنولوژی رشد بسیاری داشته است) همه این مسایل سبب شده است که سبک زندگی مردم در کشورمان زیاد نزدیک به سبک زندگی اسلامی ‌نباشد.
در چنین شرایطی و حاکم بودن چنین سبک زندگی آمیخته ای نباید انتظار داشت که مردم خودشان علاقه چندانی به اجرایی شدن بانکداری اسلامی و حل مساله ربا داشته باشند. اما سوالی که می‌ماند آن است که چرا در سبک زندگی غربی ربا پذیرفته شده است؟ عامل پذیرش ربا چیست؟
می‌توان گفت که ربا در زندگی معنا می‌دهد که رزاقیت خداوندی را قبول ندارد و تحقق سنن الهی را امری غیر قابل پذیرش می‌داند یا ایمان کافی به آنها ندارد. به عبارت دیگر در زندگی غربی که این سنن پذیرفته شده نیست ، زمانی که یک فرد می‌خواهد پول خود را در اختیار دیگران بگذارد به هیچ عنوان از آیه من ذاالذی یقرض الله قرض حسنا و یضاعف له اضعافا کثیرا تبعیت نمی‌کند زیرا اعتقادی ندارد که خداوند چندین برابر پول او را به او باز خواهد گرداند. یا آنکه زمانی که پولی را برای کسب سود به کسی می‌دهد برای آنکه میزانی را برای خود اطمینان ببخشد و امید داشته باشد که عایدی دارد حتما میزان مشخصی نرخ بهره وضع خواهد کرد تا تضمینی برای او باشد و عقد مضاربه و مشارکت در سود و زیان برای او معنا ندارد. اما انسانی که از سنن الهی آگاهی دارد و برای او پذیرفته شده است با تمایل زیاد پول خود را به صورت قرض الحسنه د راختیار سایرین قرار می‌دهد و خداوند وعده خویش را در خصوص این فرد عملی خواهد کرد. یا زمانی که بخواهد در مضاربه مشارکت کند می‌داند که اگر سود و عایدی از این معامله( در صورت آنکه تحقیقات کامل را در مورد عملیاتی شدن کار انجام داده باشد) رزق او و به صلاح او باشد ، به او می‌رسد و اگر به صلاح او نباشد احتمال زیان خواهد بود. از این رو در هر دو حالت برای او مساله ای وجود ندارد و به راحتی به چنین عملی دست می‌زند اما تازمانی که این برداشت از رزاقیت الهی تصحیح نشود نمی‌توان انتظار داشت که تضمین خداوندی را قبول کند بلکه به دنبال یک تضمین از طرف بنده و تضمین مادی برای خود خواهد بود.
جایگاه پس انداز و رزق در سبک زندگی اسلامی: در نظام غربی خدا مرده است و خداوند در زندگی عادی مردم جایگاهی ندارد و بنای اقتصاد غرب بر فرد، فارغ از خدا بناشده است حال آنکه شالکه تمامی اجزاء زندگی اسلامی متاثر از خداوند و وابسته به اراده و تجلی خداوند است. مساله پس انداز یکی از اختلافات موجود در اقتصاد غربی و اقتصاد اسلامی است، که از سبک زندگی اسلامی و غربی نیز نشات می‌گیرد. اساسا تقسیم درامد انسان به پس انداز و مصرف و به عبارتی تقابل میان پس انداز و مصرف از نخستین تفاوت ها در میان اسلام و غرب در مساله مصارف و سبک مصرف مردم می‌باشد. مطابق با نگاه اسلامی بسیاری از مصارف به عنوان پس اندازی برای انسان به شمار می‌آیند مثل صدقه، خمس، زکات، نذورات و … و بسیاری از پس اندازها از رزق و روزی انسان کم می‌کند مثل کنز مال و یا عدم پرداخت خمس و … . این سخن نشان می‌دهد که در اندیشه اسلامی با وجود آنکه تفاوت میان مصرف کردن و ذخیره پول و درامد می‌باشد اما تقابلی میان این دو نمی‌باشد.
در مجموع باید بیان کرد که سبک زندگی اسلامی اثرات بسیاری در زندگی انسان دارد و می‌تواند شاکله اقتصاد اسلامی را تعیین کند و موجب رشد و اجرایی شدن اهداف گسترده نظام اسلامی بشود. سبک زندگی اسلامی با تصحیح رفتارها و الگوهای حاکم بر زندگی اسلامی موجب می‌شود تا زمینه های پذیرش احکام اسلامی گسترده شود و نوع رفتارها و کنش های اقتصادی و اجتماعی مردم در قبال مسایل مختلف نیز تغییر کند و در عین حال معنای متفاوتی به علومی اسلامی و انسانی بدهد. سبک زندگی غربی هم اکنون ساختارهای علوم انسانی واجتماعی را متاثر کرده است از این رو سبک زندگی اسلامی نیز می‌تواند ساختار علوم اسلامی و انسانی را نیز متحول کند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*