سر خط خبرها

    Search

    سقوط آل سعود چگونه اتفاق می افتد؟

    تحلیلی بر پیش بینی رهبر انقلاب
    سقوط آل سعود چگونه اتفاق می افتد؟
    واکاوی شاخص های اقتصادی وضعیت به مراتب بدتری را در مورد آینده عربستان و خاندان سعودی نشان می دهد. به نظر می رسد تنها متغیر و عاملی که توانسته در چند دهه گذشته بقای آل سعود را تضمین کند نیاز کشورهای غربی به دلارها و نفت سعودی بوده است و در صورت پایان این نیاز، آل سعود نیز به تاریخ خواهد پیوست.

    سقوط آل سعود چگونه اتفاق می افتد؟رهبر معظم انقلاب در بیاناتی در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی در اولین روز سال ۹۸ اعلام کردند: “کشوری در این منطقه و شاید در همه جای دنیا، به بدیِ دولت سعودی من سراغ ندارم؛ دولت سعودی، هم مستبد است، هم دیکتاتور است، هم ظالم است، هم وابسته است، هم فاسد است. برای این دولتِ این جوری، امکانات هسته‌ای فراهم می کنند؛ اعلان کردند که نیروگاه هسته‌ای برایش می سازند، اعلان کردند که مراکز تولید موشک برایش درست می کنند! آنجا اشکالی ندارد؛ آنجا چون وابسته‌ به آن ها است، چون متعلّق به آن ها است، اشکال ندارد که بسازند. حالا البتّه دارند اعلان می کنند، اگر هم بسازند، بنده شخصاً ناراحت نمی شوم؛ چون می دانم که این ها ان‌شاءالله در دوران نه چندان دوری، به دست مجاهدان اسلامی خواهد افتاد.” سخنان مقام معظم رهبری اشاره غیر مستقیمی به سقوط خاندان حاکم سعودی در عربستان است. اما چه نشانه هایی در این مورد وجود دارد؟
    تضعیف اتحاد دین و شمشیر
    یکی از مهم ترین دلایل برای تضعیف و در نهایت سقوط آل سعود به تضعیف اتحاد دین و شمشیر در این کشور بر می گردد. آل سعود در دو قرن گذشته به تدریج توانسته است که در نتیجه اتحاد با وهابیت دیگر رقبای داخلی را شکست داده و حتی نام خاندان خود را بر کشور عربستان نیز نهاده است. در عمل کشور عربستان از دو قرن پیش با هویت وهابیت وارد عرصه معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی شده است، به نحوی که دوران رشد آن‌ها با پایه گذاری مذهب وهابیت آغاز شد. وهابیت مشخصا از ابتدای تشکیل عربستان، نقش حامی ایدئولوژیک در تشکیل دولت واحد را ایفا کرد. در هشت دهه گذشته قدرت بین دو خاندان یعنی آل شیخ و آل سعود در عربستان تقسیم شده است. در واقع قدرت سیاسی به آل سعود و قدرت دینی نیز به آل شیخ واگذار شده و دو طرف در اتحادی نانوشته خود را موظف به رعایت این مرز بندی دانسته‌اند. در مجموع هم آل سعود و هم آل شیخ در هشت دهه گذشته به گونه‌ای رفتار کرده‌اند که به اتحاد آن‌ها هیچ خدشه‌ای وارد نشود و همین مسئله سبب تداوم پادشاهی عربستان برای بیش از هشت دهه شده است. اما به نظر می رسد این اتحاد با ورود نسل سوم شاهزاده‌های سعودی به هرم قدرت دچار تغییراتی شده است. تغییراتی که می‌تواند هم به معنای پایان اتحاد مردان دین و شمشیر باشد. محمد بن سلمان ولیعهد سعودی با سند چشم انداز ۲۰۳۰ که بسیاری آن را سندی تبلیغاتی و شعاری می دانند بسیاری از اختیارات علمای وهابی را محدود کرده است. البته نباید از این نکته غافل بود که علمای وهابی عملا علمای درباری هستد و استقلال چندانی ندارند و تنها به عنوان مهر تاییدی بر تصمیمات پادشاه به شمار می روند. اما دستگیری برخی از علمای وهابی و برکناری برخی دیگر از آن ها توسط بن سلمان باعث نوعی افتراق و جدایی میان طیفی از مفتی ها با بن سلمان شده است. در واقع در شرایط کنونی اقدامات بن سلمان اتحاد ۸ دهه ای بین آل سعود و آل شیخ را در معرض خطر قرار داده است.
    بحران فساد در عربستان
    گروهی از نویسندگان و مولفان تعداد اعضای خاندان سلطنتی سعودی را بین ۵ هزار تا ۱۵ هزار شاهزاده تخمین زده اند، هرچند که برخی از مردم عادی ترجیح می‌ دهند که خاندان آل سعود را «خاندان ۷ هزار شاهزاده» بنامند. این تعداد با توجه به تعدد همسران ملک عبد العزیز و وارثان وی، همچنان رو به افزایش است و فاجعه این جاست که امتیازات و مزایای مالی و اقتصادی هر شاهزاده از بدو تولد به وی تعلق می گیرد و به تدریج با رشد و بالا رفتن سن افزایش می ‌یابد. طبق اطلاعات افشا شده توسط ویکی لیکس در مقطع زمانی دهه ۹۰ میلادی ، هر یک از نوادگان دور ملک عبد العزیز، بنیانگذار سومین پادشاهی آل سعود، ماهیانه مبلغ ۸ هزار دلار به عنوان حقوق ثابت دریافت می ‌کنند، در حالی که فرزندان در قید حیات ملک عبد العزیز، ماهیانه از ۲۰۰ هزار تا ۲۷۰ هزار دلار بر حسب دوری و نزدیکی به موسس پادشاهی سعودی دریافت می ‌کنند. اعضای خاندان حاکم سعودی در حوزه بانکی نیز دارای امتیازاتی ویژه ای هستند. یکی از مهمترین این امتیازات که شاهزادگان آل سعود از آن بهره می برند، حق دریافت وام های کلان بانکی است، با این تفاوت که هیچ گاه ملزم به باز پرداخت آن نیستند. علاوه بر این در سفرهای خارجی ریخت و پاش های شاهزاده های سعودی به گونه ای است که در دنیا کمتر کسی توان انجام این کار را دارد. به عنوان مثال ملک سلمان پادشاه عربستان در سفر تفریحی خود به مراکش ۱۰۰ میلیون دلار هزینه کرد. همچنین پادشاه عربستان در سفر ۴ روزه خود به ژاپن اقدام به رزرو ۱۰۰۰ اتاق در هتل و اجاره ۵۰۰ لیموزین کرد. این در حالی است که درصد بالایی از مردم عربستان در فقر زندگی می کنند. در واقع فساد اقتصادی، اخلاقی و همچنین سیاسی باعث شده است تا ارکان جکومت آل سعود بیش از هر زمانی متزلزل شود.
    عدم مشروعیت
    نکته دیگر نیز به عدم مشروعیت داخلی، آل سعود بر می گردد. این رژیم به دلیل ضعف مشروعیت داخلی برای بقا مجبور به دنباله روی از یک قدرت بزرگ است و به اصطلاح باید خود را زیر چتر امنیتی قدرتی بزرگ قراردهد تا از هرگونه تهدید در امان باشد. عربستان این چتر امنیتی را از سال ۱۹۳۰ در ابتدا، انگلیس و سپس، آمریکا قرارداده و به همین دلیل، مطیع سیاست های آمریکا است. ثبات در عربستان همزمان با افزایش فزاینده تردیدها درباره تصمیمات ولیعهد این کشور، بسیار شکننده شده است. طی نیم قرن گذشته ثبات در عربستان سعودی تا این اندازه به خطر نیفتاده بود. پس از آنکه «ملک فیصل» برادر خود را در سال ۱۹۶۴ برکنار کرد، روند جانشینی در راس این پادشاهی، کاملا مشخص بوده و هیچ رقابتی در آن مطرح نبوده است. در تمام آن سال ها، با وجود تحولات ناگوار داخلی و خارجی که این کشور با آن مواجه بوده، تا این اندازه ثبات رژیم آل سعود به خطر نیفتاده بود. یکی از طرح های ابتکاری ولیعهد عربستان که به شدت ثبات این کشور را به خطر انداخته، به راه انداختن جنگ علیه یمن بوده است. «احمد بن عبدالعزیز» از شاهزادگان بلندپایه سعودی در مصاحبه اخیر خود در لندن، علنا محمد بن سلمان را مقصر جنگ یمن معرفی کرد. طبق گزارش المانیتور، محمد بن سلمان به حدی در داخل تحت فشار است که تابستان گذشته حتی شب ها را در کشتی ۵۰۰ میلیون دلاری خود در آن سوی جده سپری می کرد. مادامی که ملک سلمان در قدرت است، محمد بن سلمان محتمل ترین وارث تاج و تخت به نظر می رسد، اما شرایط فعلی عربستان به گونه ای است که در صورت مرگ پادشاه، فرایند جانشینی وی ممکن است یک روند جنجال برانگیز و حتی خشن باشد. در واقع تصمیمات ولیعهد سعودی باعث شده است تا مشروعیت خاندان سعودی در عرصه داخلی که پیش از این به دلیل فساد، فقر، بیکاری و مسائلی دیگر تضعیف شده بود با بحران مواجه شود.
    شکست های منطقه ای
    عربستان در شرایط کنونی در عرصه منطقه ای جایگاه مناسبی ندارد. شکست این کشور در پرونده های مهم منطقه ای مانند جنگ یمن ، بحران سوریه، لبنان و عراق باعث شده است تا سیاست خارجی عربستان به صورت کامل در این چهار پرونده با شکست مواجه شود. در لبنان نیروهای حامی حزب الله در انتخابات پارلمانی موفق به کسب اکثریت کرسی های پارلمانی شدند. در عراق نیز علاوه بر اینکه عربستان تلاش زیادی کرد تا نیروهای «حشد الشعبی» را در انتخابات پارلمانی با ناکامی مواجه کند، اما شکست خورده است. نکته مهم تر این است که هم نخست وزیر هم رئیس جمهور و حتی رئیس پارلمان عراق از شخصیت های طرفدار محور مقاومت هستند. سوریه نیز شکست کامل سیاست های عربستان را در حمایت از تروریست ها به نمایش گذاشته است. اما در یمن اوضاع بن سلمان بسیار ناگوار تر است. بن سلمان از فروردین ماه ۹۴ در حالی جنگ یمن را آغاز کرد که پیش بینی می کرد این جنگ در چند هفته با شکست انصارالله به پایان برسد. اما با گذشت بیش از ۴ سال اوضاع کاملا به سود انقلابیون یمن است. نکته مهم تر این است که عربستان از خرداد ۹۶ کشور کوچک قطر را محاصره کرد و سعی داشت کشورهای دیگر را به تبعیت از خود وادارد که تنها چند کشور با عربستان همراه شدند و قطر توانست از محاصره خارج و سیاست عربستان را با ناکامی مواجه کند. این مسئله در کنار جنگ یمن قدرت پوشالی عربستان در منطقه را با چالش مواجه کرده و قدرت نرمی که رسانه های سعودی به دنبال ایجاد آن بودند اکنون از بین رفته است. در واقعه عربستان در عرصه منطقه ای نیز با چالش مواجه شده و همین مسئله باعث تضعیف جایگاه سعودی شده است.
    برخی از اظهار نظرها در مورد سقوط و تضعیف آل سعود
    * نشریه ایتالیایی لاریپابلیکا: حکومت عربستان از دست رفته است، ساختار حکومت در این کشور مدت هاست که پوسیده و بدون نیاز به انقلاب، خیلی زودتر از آنچه تصور می رود، فرو خواهد ریخت.
    * «بروس ریدل» تحلیلگر ارشد اندیشکده «بروکینگز» که سابقه‌ای طولانی در بررسی تحولات عربستان دارد، با اشاره به بازداشت‌ها و برکناری‌های صورت‌گرفته در عربستان، بیان داشت که این کشور «بی‌ثبات‌ترین» وضعیت نیم قرن اخیر خود را تجربه می‌کند.
    * پایگاه اینترنتی «گلوبال ریسرچ» : عربستان در حال تجربه نشانه های فزاینده بی ثباتی است، عربستان برخی مشکلاتی را تجربه کرده است که به بی ثباتی داخلی منجر می شود. این پایگاه خبری تاکید کرد، برخی علائم وجود دارد که خانواده سلطنتی سعودی نیز در حال تجربه میزان زیادی از اختلافات داخلی است.
    * «فارین پالسی»: نیروهای امنیتی عربستان تحت یک فرماندهی واحد نیستند که معنایش آن است که در صورت درگیری داخلی، ارتش با خطر شکاف مواجه است.
    * اسپوتنیک: عربستان با یک انقلاب درونی مواجه است که می تواند منجر به فروپاشی آن شود. بنابراین اقدامات اصلاحی بن سلمان می تواد باعث پایان سلطنت آل سعود شود.
    * مجتهد افشاگر سعودی: نظام سعودی با سه مشکل بزرگ روبه‌رو است که هرکدام از آنها به تنهایی می‌تواند باعث فروپاشی این نظام شود. وی نخستین مشکل بزرگ را «اختلافاتی» عنوان کرد که خاندان حاکم را درنوردیده و هیچ راهکاری برای جلوگیری از تشدید آن وجود ندارد، و پیش‌بینی می‌شود که این اختلافات طی مدت کوتاهی به مرحله بحران برسد. این فعال عربستانی مشکل دوم را نیز «سقوط بهای نفت» و «کاهش سریع ذخیره ارزی» عربستان دانست، «به حدی که به زودی نقدینگی در عربستان نابود خواهد شد.» وی مشکل بزرگ سوم را «چالش‌های منطقه‌ای در یمن، عراق و سوریه» عنوان کرد که پیامدهای داخلی خطرناکی در تحریک گروه‌های افراطی و یا اقلیت‌ها در عربستان خواهد داشت.
    در کل عربستان در وضعیت مناسبی قرار ندارد. در این مطلب تنها چند نمونه از شاخصه های تضعیف آل سعود بررسی شد. واکاوی شاخص های اقتصادی وضعیت به مراتب بدتری را در مورد آینده عربستان و خاندان سعودی نشان می دهد. به نظر می رسد تنها متغیر و عاملی که توانسته در چند دهه گذشته بقای آل سعود را تضمین کند نیاز کشورهای غربی به دلارها و نفت سعودی بوده است و در صورت پایان این نیاز، آل سعود نیز به تاریخ خواهد پیوست.
    مهدی نوری
    منبع: سایت بصیرت




    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *