سر خط خبرها

    Search

    برخی ویژگی های رهبر معظم انقلاب اسلامی از زبان سید مقاومت:

    در تابستان ۹۸ سیدحسن نصرالله در یک مصاحبه ۵ ساعته به تحولات چهل ساله منطقه ،حزب الله ،جنگ با رژیم صهیونیستی و رابطه با امام خامنه ای پرداختند. در این مصاحبه به برخی ویژگی های رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز اشاره شده که بازنشر می شود.
    با توجه به ارتباطی که شما نزدیک به چهل سال با آیت‌الله خامنه‌ای داشتید، مهم‌ترین و بارزترین ویژگی‌های شخصیتی ایشان را چه می‌دانید؟ به‌خصوص اینکه شما با شخصیت‌های مهمی قاعدتاً ارتباط داشتید، احیاناً در مقایسه با دیگر شخصیت‌ها، چه چیزی ایشان را متمایز می‌سازد؟

    من هرچه در پاسخ به این سؤال بگویم، شاید به این متهم شوم که این سخنان به‌دلیل محبت و عشقی است که به ایشان دارم؛ شاید گفته شود که فلانی این مسائل را به‌دلیل محبت و عشقش به السید القائد مطرح می‌کند. اما بر اساس واقعیت و به دور از جوانب عاطفی، باید بگویم که پس از این تجربه‌ی طولانی دریافتم که السید القائد دارای ویژگی‌های بسیار فوق‌العاده‌ای هستند. گاهی شما درباره‌ی شخصیتی سخن می‌گویید و اشاره می‌کنید که ویژگی‌های خوبی دارد و در میان این ویژگی‌های خوب، یک یا چند ویژگی معدودِ ممتاز و فوق‌العاده وجود دارد.

    «اخلاص شدید ایشان به خداوند متعال، به اسلام، به مسلمانان، به مستضعفان و مظلومان»

    اما درخصوص السید القائد باید گفت که ایشان ویژگی‌های فوق‌العاده‌ی بسیاری دارند؛ به‌عنوان مثال، اخلاص شدید ایشان به خداوند متعال، به اسلام، به مسلمانان، به مستضعفان و مظلومان، اخلاصی فوق‌العاده و عالی است. شاید این ویژگی یکی از دلایل مورد تأیید بودن ایشان از سوی خداوند است. این اخلاص، بسیار عجیب و شدید است. زمانی که از اخلاص سخن می‌گویم، مقصودم تنها اخلاص شخصیتی ایشان نیست؛ من شواهد بسیاری برای این مسئله دارم. این اخلاص در شخصیت ذاتی ایشان، در رهبری ایشان و در مرجعیت ایشان نهفته است و در یک حد و مرز خاصی متوقف نیست. ایشان همواره مصلحت اسلام، مسلمانان و عامه‌ی مردم را بر هر مسئله‌ی دیگری مقدم می‌شمارند.

    زهد و پارسایی

    جمله ویژگی‌های بارز و بزرگ السید القائد، زهد و پارسایی ایشان است. این، مسئله‌‌ی معروف و مشهودی است. الان سفارت آمریکا در بغداد تلاش می‌کند به شخصیت السید القائد تعرض کند، اما از حماقتش بر بُعدی از شخصیت ایشان متمرکز شده است که هیچ‌کس حرفش را باور نمی‌کند. مثلاً گفتند که ثروت شخصی السید القائد به ۲۰۰ میلیارد دلار می‌رسد! حرفی که کسی باور نمی‌کند.

    «ویژگی اخلاقی ایشان و اخلاق شخصیتی‌شان»

    از ویژگی‌های متمایز السید القائد، ویژگی اخلاقی ایشان و اخلاق شخصیتی‌شان است. هرگاه ما ایشان را می‌بینیم، تواضع شدید را در چهره‌شان رؤیت می‌کنیم. تمامی لبنانی‌هایی که به ایران رفته و با السید القائد – چه به‌صورت خصوصی یا غیرخصوصی – ملاقات کردند از شدت تواضع و فروتنی ایشان شگفت‌زده شدند. ما در اینجا یعنی لبنان، می‌بینیم که حتی رئیس یک شهرداری کوچک در یک منطقه‌ی کوچک، مانند السید القائد در مقابل مردم و میهمانانش، متواضع نیست.
    محبت، عاطفه و احساس دیگران این‌گونه بود که آن‌ها پیش از آنکه در مقابل یک امام، رهبر و حاکم باشند، در برابر یک پدر مهربان، رئوف و بامحبت قرار دارند. درخصوص تواضع و رفتار پدرگونه‌ی ایشان، در طول این گفتگو به شما گفتم که هرگاه درخصوص مسائل خود، نظر و دیدگاهمان را به ایشان بیان می‌کردیم، ایشان می‌گفتند که پیشنهاد من این است و خودتان آن را بررسی کنید. این یکی از نشانه‌های رفتار متواضعانه، مهربانانه و پدرگونه‌ی السید القائد است. این رفتار، پدرگونه است زیرا به ما می‌آموزد که چطور پخته شویم و تصمیم‌گیری کنیم، و مهربانانه است زیرا ایشان نمی‌خواهد که ما را در موضع حرج قرار داده و وادار به تصمیم‌گیری کنند.

    «آگاهی سیاسی و تاریخی گسترده»

    یکی دیگر از ویژگی‌های ایشان، آگاهی سیاسی و تاریخی گسترده است. السید القائد منطقه‌ی ما یعنی منطقه‌ی غرب آسیا که به آن خاورمیانه گفته می‌شود را به‌خوبی می‌شناسند؛ ایشان بر مسائل سرزمین شام، فلسطین و لبنان به‌طور خاص آگاهی دارند. درحالی‌که این منطقه و تحولات آن بسیار پیچیده است و حتی بسیاری از سیاستمداران و متفکران منطقه هم در ارائه‌ی تحلیل درخصوص اوضاع آن مرتکب اشتباه می‌شوند. این در حالی است که ما از ۴۰ سال گذشته تاکنون تمامی تحلیل‌های السید القائد را کاملاً درست و منطقی یافته‌ایم. تمامی مواضع ایشان در قبال کشورهای منطقه و حتی کشورهایی که شاید اهالی آن‌ها خود قادر به تحلیل مسائلشان نبوده‌اند، درست بوده است. این بسیار عجیب است.

    «اعتماد واقعی به خداوند و برخورداری از قدرتِ ایجاد آن در دیگران»
    از جمله مواردی که اعتقاد دارم جزو ویژگی‌های متمایز ایشان محسوب می‌شود، اعتماد بالای ایشان به خداوند متعال است. ما در اینجا از شخصی که برای عبادت در مکانی گوشه گرفته یا شخصی که در زمینه‌های آموزشی و علمی فعالیت می‌کند و می‌گوید اعتمادم به خداوند زیاد است، سخن نمی‌گوییم. امتحان حقیقی آن است که مسئولیتی را به‌اندازه‌ی حجم مسئولیت حضرت السید القائد در اداره‌ی جمهوری اسلامی، رهبری امت، مقابله با آمریکا و طاغوت‌های کره‌ی زمین و مستکبران جهان برعهده بگیری و از مستضعفان و مظلومان حمایت کنی، به سخت‌ترین کارزارهای نبرد بروی و بگویی من به خداوند اعتماد دارم و حقیقتاً هم اعتماد داشته باشی. فرق اینجاست؛ این، اعتماد واقعی به خداوند و برخورداری از قدرتِ ایجاد آن در دیگران است. مقصود من، تنها سخن گفتن از این اعتماد نیست، بلکه ایجاد آن در قلوب و عقول دیگرانی مانند حزب‌الله لبنان است. در سایه‌ی این اعتماد است که پیشرفت، آگاهی، مجاهدت و پیروزی حاصل می‌شود. با این اعتماد است که ملت ایران و جوانان ایرانی در مقابل آمریکا و تمامی چالش‌‌ها ایستاده‌اند. اگر خود السید القائد به این درجه‌ی عظیم از اعتماد به خداوند نرسیده بودند، نمی‌توانستند آن را به دیگران منتقل کنند.
    از ناحیه‌ی فکری، امروز شمار متفکرین مسلمان در جهان اسلام بسیار اندک است. میان یک فرد اندیشمند با یک فرد فرهیخته هم تفاوت وجود دارد. ما فرهیختگان مسلمان بسیاری داریم که کتاب‌های زیادی را به رشته‌ی تحریر درآورده و سخنرانی‌های زیادی ایراد کرده‌اند، اما اندیشمند اسلامی یعنی شخصی مانند شهید مطهری و شهید سیدباقر صدر که جزو متفکرین جهان اسلام به شمار می‌آیند. امروز تعداد اندیشمندان مسلمان در جهان اسلام بسیار کم است. شکی نیست کسی که سخنرانی‌های السید القائد را می‌شنود، کتاب‌های ایشان را می‌خواند و به بیانیه‌ها و ارشاداتشان گوش فرا می‌دهد – به‌ویژه در ماه رمضان که با افشار مختلف دیدار می‌کنند – به این درک می‌رسد که ایشان یک امام اندیشمند مسلمان بزرگ است. شاید هیچ اندیشمند دیگری در جهان اسلام در حد و اندازه‌ی ایشان نباشد؛ یعنی هیچ اندیشمند اسلامی در سطح السید القائد در جهان اسلام وجود ندارد.

    «بصیرت و شجاعت لازمه هدایت»
    درخصوص موضوع فقهی و علمی، طبیعتاً از شخصیت علمی و حوزوی السید القائد به‌صورت مناسب رونمایی نشده است. من ادعا نمی‌کنم که از اهالی علم و دانش هستم اما بسیاری از برادران فاضل و مجتهد و اهل علم و دانش را می‌شناسم که پای دروس فقهی السید القائد نشسته‌اند و شهادت‌های محکمی درخصوص سطح اجتهاد ایشان و قدرتشان در زمینه‌ی فقهی و علمی داده‌اند. زمانی که به مرجعیت ایشان شهادت داده می‌شود، این شهادت از طریق آزمودن، تحقیق و بررسی علمی و جدی صورت می‌پذیرد و نه بر اساس یک موضع عاطفی و اموری از این قبیل.
    امروز نبرد همچنان ادامه دارد. امروز چه کسی این نبرد و الزامات آن از جمله علم، آگاهی، اندیشه و تشخیص حقیقی مسائل در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی و امنیتی را هدایت می‌کند؟ چه کسی این نبرد را که لازمه‌ی آن بصیرت بسیار بالا و شجاعت است، هدایت می‌کند؟ شاید انسان از بصیرت برخوردار باشد اما فاقد شجاعت و روحیه‌ی فداکاری با روح و جان و خونش باشد. کدام رهبران هستند که از تمامی این ویژگی‌ها برخوردار باشند؟ این‌ها ویژگی‌های السید القائد به اختصار هستند و اگر انسان این ویژگی‌ها را در ایشان بررسی کند، به بسیاری از آن‌ها پی خواهدبود.

    به ویژگی شجاعت اشاره کردید؛ از نظر شما شجاعانه‌ترین تصمیمی که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مسائل منطقه گرفتند، چه بوده است؟

    «ایستادگی تهاجمی در برابر امریکا»
    می‌دانید که پس از حوادث ۱۱ سپتامبر آمریکا، جرج بوش و جماعت نومحافظه‌کار آمریکا در اوج خشم و عصبانیت بودند. آن‌ها خشم ملت آمریکا را دستاویزی قرار دادند تا به‌وسیله‌ی آن، تمامی مرزهای قانونی و موازین بین‌المللی را زیر پای بگذارند. در آن روز، جرج بوش گفت که جهان یا با ما است یا علیه ما. او نیروهای آمریکا را به کشورهای اطراف ایران اعزام کرد. ما از نیروهای آمریکاییِ اعزامی به برزیل سخن نمی‌گوییم، بلکه از نیروهایی حرف می‌زنیم که به افغانستان، عراق و کشورهای اطراف ایران و دریاهای پیرامون ایران اعزام شدند. او این کار را برای نشان دادن دشمنی آشکار و سرسختانه‌ی خود انجام داد. هرکس در مقابل او قرار می‌گرفت، آمریکا برای نابودی‌اش تلاش می‌کرد. بسیاری در منطقه دچار حالت ترس و وحشت شدید شدند، چراکه گمان می‌کردند آمریکا به منطقه می‌آید و بر آن مسلط می‌شود. من به یاد دارم در آن زمان، مقالاتی نوشته و در آن‌ها گفته شد که منطقه به مدت ۲۰۰ یا ۳۰۰ سال وارد عصر آمریکایی می‌شود و هیچ‌کس نمی‌تواند در برابر آمریکا بایستد و آن را شکست دهد. چه کسی مقابل آمریکا ایستاد؟ السید القائد. این اقدام تنها نیاز به شناخت تاریخی و آگاهی سیاسی و تدین و اخلاص ندارد، بلکه مستلزم برخورداری از سطح بالایی از شجاعت است. ایشان در مقابل تنها ابرقدرتِ متکبر استکباری در جهان ایستادند؛ ابرقدرت خشمگینی که به هیچ قید و بندی پایبند نیست. ایشان در مقابل آن ایستادند اما نه به‌حالت تسلیم که به‌صورت تهاجمی؛ یعنی کسی که نبرد مواجهه با پروژه‌ی آمریکایی در منطقه را طی سال‌های گذشته رهبری کرد، السید القائد بود.

    یادم می‌آید در صحبتی که قبلاً خدمت شما داشتیم، شما تصمیم حضور در سوریه را هم خیلی تصمیم شجاعانه‌ای می‌دانستید.

    «شجاعانه ترین تصمیم»

    طبیعتاً؛ شکی نیست که تمامی این تصمیمات، شجاعانه بوده است. اما شما سؤال کردید که کدام تصمیم، شجاعانه‌تر بود. شجاعانه‌ترین تصمیم این بود که فردی بیاید و در مقابل طوفان سهمگین، سرسخت و دیوانه‌وار آمریکا بایستد و هرگونه زانو زدن و تسلیم شدن در برابر این طوفان را رد کند و در نهایت در مقابل آن پیروز شود.

    در مورد کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» که حضرتعالی در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هم به آن اشاره فرمودید، اگر از این کتاب که شما مطالعه کردید، نکته‌ی جالب یا نکات خاصی در ذهنتان است، بفرمایید.
    «بلاغت و زیبایی در محاوره زبان عربی»

    اولاً زمانی که این کتاب پیش از چاپ نهایی به دستم رسید، آن را در همان شب خواندم. غروب بود که این کتاب به دستم رسید، همان شب هم با شوق و ذوق فراوان آن را مطالعه کردم. در ابتدا مقدمه‌ای را که السید القائد به خط خودشان نگاشته بودند خواندم؛ مقدمه‌ای که به زبان عربی و طبعاً خط فارسی بود. غافلگیر شدم. من می‌دانستم که السید القائد به‌خوبی به زبان عربی مسلط هستند و به‌خوبی به این زبان تکلم می‌کنند، اما متنی که خواندم از بالاترین سطح بلاغت برخوردار بود و بسیار بلیغ و رسا بود. من تصور نمی‌کنم که امروز هیچ فرد عرب‌زبانی در جهان عرب بتواند متنی را با این سطح از زیبایی و بلاغت به زبان عربی بنویسد. این اولین مسئله‌ای بود که در ابتدای کتاب با آن مواجه شدم. همچنین آنچه در معرفی کتاب آمده بود و مربوط به زبان و بیان آن می‌شد بسیار قابل توجه بود، زیرا من از برادر دکتر آذرشب شنیده بودم که گفته بود «این متن -یعنی متن عربی- متن السید القائد است و من تنها اصلاحات ساده‌ای را در آن ایجاد کرده‌ام». متن این کتاب، متن بسیار بزرگ و مهمی در ادبیات و بلاغت زبان عربی محسوب می‌شود. بسیاری از ادبای عرب -و نه علما بلکه ادبا- نمی‌توانند متنی با این بلاغت و زیبایی بنویسند.

    «بیان واضح و تفصیلی رویدادها»

    ویژگی بعدی، بیان واضح و تفصیلی رویدادها است. السید القائد حوادث را با زیبایی تمام ذکر کرده‌اند به‌گونه‌ای که بسیاری از آن‌ها برای جهان عرب جدید است، هرچند که شاید برای ایرانی‌ها این‌گونه نباشد، زیرا طبیعتاً نسخه‌ی فارسی این کتاب موجود است. من برخی از کتاب‌ها را درخصوص خاطرات السید القائد و زندگانی ایشان خوانده بودم؛ مجموعه‌ای از کتاب‌های بسیار. اما این اولین باری بود که کتابی را به زبان عربی و با متن خودِ السید القائد که در آن با تفصیل و جزئیات سخن گفته شده بود، خواندم. این بسیار مؤثر بود. در این کتاب میزان مظلومیت و درد و رنج‌ها و غربتی که السید القائد و همچنین دیگر برادران متحمل شدند، برای مردم آشکار می‌شود. اگرچه در هر حال، ایشان درباره‌ی خاطرات شخصی خود سخن می‌گفتند و نه درباره‌ی دیگران که ما سؤال کنیم پس دیگران چه؟ واضح است که ملت ایران، علما و مسئولان و حتی کسانی که پس از مدتی عهده‌دار مسئولیت شدند، دردهای زیادی را تحمل کردند و فداکاری‌های زیادی را از خود نشان دادند تا انقلاب اسلامی به پیروزی برسد.

    در دیدارهایی که شما با حضرت آقا دارید، زبان این دیدارها چیست؟

    «از این پس مترجم نمی‌آوریم.»

    من به زبان عربی سخن می‌گویم و ایشان به زبان فارسی. اما گاهی در ابتدای دیدارها، ایشان به زبان عربی برخی سؤالات را می‌پرسند؛ مثلاً در پرسش از حال و احوالمان و پرسش از احوال خانواده و برادران، به زبان عربی صحبت می‌کنند. در حقیقت این مسئله یک توافق بود که تقریباً در ابتدای دوران رهبری ایشان صورت گرفت. من فارسی را متوجه می‌شدم اما برخی برادرانم در شورا، هر کدام به نسبتی، فارسی را تا حدودی متوجه می‌‌شدند و به همین دلیل، در جلسات با السید القائد، با خود مترجم می‌آوردند. در جلسه‌ای که السید القائد و لبنانی‌ها و برخی از برادران ایرانی حضور داشتند، السید القائد فرمودند: «از این پس مترجم نمی‌آوریم. ایرانی‌ها باید زبان عربی را یاد بگیرند و متوجه بشوند که شما چه می‌گویید و لبنانی‌ها نیز باید زبان فارسی را یاد بگیرند تا به مترجم احتیاج پیدا نکنند». از آن زمان به بعد، در هیچ یک از دیدارهای ما با السید القائد مترجم وجود نداشت.

    طبیعتاً شما خاطرات بسیار زیادی از ملاقات‌هایتان با حضرت آقا دارید. این خاطرات در عرصه‌های سیاسی و بحث‌های نظامی و … است که در مورد آن‌ها توضیحاتی هم دادید. حالا در انتهای این گفتگو اگر بخواهیم جنابعالی از میان ده‌ها و صدها خاطره، یکی را که برای شما خیلی شیرین و جالب است، بیان بفرمایید کدام خاطره است؟

    «ما خداوند متعال را داریم و به دیگران نیازی نداریم.»

    همه‌اش خاطرات خوبی بود. انتخاب سخت است. می‌دانید که ما در دهه‌ی ۹۰ – در سال‌های ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ – به‌دلیل سختی‌ها، چالش‌ها و خطرات بسیار، مراحل سختی را سپری می‌کردیم و خسته شده بودیم. شرایط ما، هم از لحاظ داخلی در لبنان و هم از لحاظ خارجی و امور مربوط به اسرائیل و اطراف، بسیار سخت بود. طبیعتاً آن موقع من جوان بودم، محاسنم کاملاً سیاه بود و باری که بر دوش داشتم، فراتر از طاقتم بود. یک بار که به ایران سفر کردم، در نزد ا لسید القائد خطاب به ایشان گفتم «ای سید ما! چه کنم؟» السید القائد در آن زمان به من گفتند: «تو هنوز جوان هستی و تمام محاسنت سیاه است. من از خستگی چه بگویم که تمامی محاسنم سفید شده است؟» ایشان گفتند: «طبیعی است که انسان در مسیرش با چالش‌ها، سختی‌ها و مخاطراتی، گاهی از سوی دشمنان و گاهی از سوی دوستان خود مواجه شود. غالباً هم اذیت‌های دوستان، آزاردهنده‌تر از اذیت‌های دشمنان است و درد بیشتری را به انسان تحمیل می‌کند. در نهایت هم محدودیت‌هایی در بسیاری از امور وجود دارد. انسان گاهی از لحاظ روحی خسته می‌شود و به کسی احتیاج پیدا می‌کند که او را راهنمایی کرده و مسیر را به او نشان دهد. گاهی انسان به کسی احتیاج پیدا می‌کند که دستش را بگیرد؛ گاهی به کسی احتیاج پیدا می‌کند که او را آرام کند و از لحاظ روحی و معنوی به او آرامش و اطمینان ببخشد؛ گاهی هم به کسی نیاز پیدا می‌کند که قدرتش را افزایش داده و عزمش را راسخ سازد. در همه‌ی این اموری که بدان احتیاج داریم، ما خداوند متعال را داریم و به دیگران نیازی نداریم. ما خداوند متعال را داریم. خداوند متعال از روی لطف و مهربانیش، به ما این اجازه را داده تا او را صدا بزنیم و در هر زمان و مکانی با او سخن بگوییم.»
    این‌ها جملگی صحبت‌های السید القائد بود که به دور از هرگونه تشریفاتی مطرح شد. ایشان در ادامه گفتند: «به همین دلیل، هرگاه احساس خستگی کردی و یا احساس سختی داشتی، توصیه می‌کنم که این راه را امتحان کنی. وارد یک اتاق شو و برای مدتی حتی پنج یا ده دقیقه یا ربع ساعت با خود خلوت کن و با خداوند متعال سخن بگو. ما اعتقاد داریم که خداوند حضور دارد، می‌شنود، می‌بیند و می‌داند و او قادر و غنی و حکیم است. یعنی همه‌ی آنچه را که ما بدان احتیاج داریم، خداوند داراست. پس با او سخن بگو و در این میان، نیازی به خواندن ادعیه‌ی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام و … نیست. با زبان خودت، به زبان عامیانه‌ی مردم، آنچه را که در ذهن و قلبت می‌گذرد بگو و خداوند می‌شنود و می‌بیند و او جواد و کریم و بخشنده و اهل عطف و کرم و مغفرت و هدایت و علم است. اگر این کار را انجام دهی، خداوند تعالی به تو آرامش و اطمینان و قدرت می‌دهد، دستت را می‌گیرد و هدایتت می‌کند. من این مسئله را از روی تجربه می‌گویم. امتحان کن و نتیجه‌اش را ببین.»
    سپس من به ایشان گفتم که ان‌شاءالله این کار را انجام خواهم داد ای سید ما. از آن زمان، من این کار را گاهی انجام دادم و برکات این توصیه و هدایت رهبری را مشاهده کردم. سختی‌ها هرچقدر هم که باشند، اگر به این راه و روش متوسل شویم، درهای برکات بزرگ و مهم الهی به روی ما باز می‌شوند. مهم‌ترین اقدامی که ما در جریان جنگ ۳۳روزه انجام می‌دادیم، همین کار بود. چه من و چه برادرانم، در گوشه‌ای خلوت می‌کردیم و به خداوند متعال متوسل می‌شدیم و از او طلب هدایت، نصرت، تثبیت اراده، قدرت، شجاعت و … می‌کردیم. خداوند متعال خیلی کریم است.

    ۱) حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن نصرالله در جریان این گفت‌وگو، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی را به عنوان «السید القائد» یاد می‌کند.

    منبع نشریه مسیر دفتر نشر و آثار امام خامنه ای




    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *