حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, ۱۴ آذر , ۱۳۹۹ 19 ربيع ثاني 1442 Friday, 4 December , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1337 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 9 تعداد دیدگاهها : 18×
نگاهی جریان‌شناختی به مخاطرات عناصر ماندگارساز انقلاب
۰۹ بهمن ۱۳۹۴ - ۸:۱۲
شناسه : 1555
بازدید 72
3

باسمه‌تعالی نگاهی جریان‌شناختی به مخاطرات عناصر ماندگارساز انقلاب اشاره: انتخابات هفت اسفند ۹۴ از جهات مختلفی حائز اهمیت است. یکی از وجوهی که بر اهمیت آن می‌افزاید، نحوه مواجهه دشمنان انقلاب اسلامی با این انتخابات به ویژه در شرایط پس از اجرای برجام است. به عبارت دیگر، فهم این که دشمنان انقلاب اسلامی با محوریت […]

ارسال توسط :
پ
پ

باسمه‌تعالی
نگاهی جریان‌شناختی به مخاطرات عناصر ماندگارساز انقلاب
اشاره: انتخابات هفت اسفند ۹۴ از جهات مختلفی حائز اهمیت است. یکی از وجوهی که بر اهمیت آن می‌افزاید، نحوه مواجهه دشمنان انقلاب اسلامی با این انتخابات به ویژه در شرایط پس از اجرای برجام است. به عبارت دیگر، فهم این که دشمنان انقلاب اسلامی با محوریت آمریکا چه راهبردی را در انتخابات پیش رو اتخاذ می‌کنند، از باب چگونگی رویکرد و عملکرد مقابله‌ای و عملیات روانی و رسانه‌ای برای مردم و مسئولان و نخبگان ما دارای ارزش و مزیت است.
اگر بخواهیم در یک جمله راهبرد دشمن و اتفاقاتی را که قرار است دراین انتخابات رقم زده شود، بیان و تحلیل کنیم باید بگوئیمقرار است نیروهای انقلابی جای خود را به نیروهای کمتر انقلابی، غیرانقلابی و یا ضدانقلابی بدهند.
مستند این ادعا بیانات اخیر مقام معظم رهبری در خصوص انتخابات می باشد که در دیدارهایی با جمعی از اقشار مختلف مردم(۱۸/۶/۹۴)، ائمه جمعه و جماعات(۱۴/۱۰/۹۴) و دیدار مردم قم با معظم‌له به مناسبت سالگرد قیام ۱۹ دی ایراد شده که به اختصار مورد اشاره قرار می‌گیرد:
راهبردهای انتخاباتی از دیدگاه مقام معظم رهبری
الف- مشارکت حداکثری؛ که با ده راهکار عملیاتی قابل اجراست؛
۱- تبیین جایگاه انتخابات در نظام جمهوری اسلامی ایران
۲- توجه به دستاوردهای داخلی و خارجی انتخابات
۳- تبیین چرایی اصرار نظام بر حضور همه اقشار مردم در انتخابات
۴- بیان مخالفت حضرت امام با مخالفان انتخابات
۵- تبیین تاثیر حضور فردی هر یک از آحاد ملت بر امنیت ملی
۶- تشریح نقش حضور پرشور مردم در ارتقاء حیثیت ملت ایران
۷- دعوت از کسانی که نظام و رهبری را قبول ندارند
۸- دفاع از سلامت انتخابات و هشدار نسبت به تخریب آن
۹- دفاع از شورای نگهبان در مقابل منتقدان و مخالفان‌
۱۰- تبیین اهمیت کارکرد مجلس خبرگان در پیشبرد اهداف انقلاب
ب- انتخاب درست (اصلح یا صالح)؛ که با راهکارهای زیر قابل تحقق هستند؛
۱) بیان شاخصه های مجلس انقلابی و استکبارستیز
۲) تبیین شاخصه های نماینده اصلح یا صالح
۳) اعتماد به لیست های انقلابی و عدم اعتماد به لیست های غیر انقلابی
۴) مرزبندی با فتنه¬گران
ج- رعایت حق الناس در انتخابات؛که باید از سوی گروه‌های زیر مراعات گردد:
۱٫ مسئولان صندوق ها
۲٫ مسئولان احراز صلاحیت ها در شورای نگهبان و هیات های اجرایی
۳٫ گروه‌هایی که لیست انتخاباتی تهیه می‌کنند
۴٫ نامزدها و جریان های سیاسی
د- ناامید ساختن دشمن در این انتخابات از طریق؛
۱- روشنگری و بصیرت‌افزایی
۲- پرهیز از تهمت زدن
۳-کوبیدن بر دهان دشمن
آنچه موید مدعای این نوشتار می باشد مروری بر بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مردم قم در سالگرد قیام ۱۹ دی می باشد که نشان ‌دهنده دغدغه های معظم له در استمرار عناصر مقوم¬ساز انقلاب اسلامی است.
مروی بر فرمایشات مقام معظم رهبری در ۱۹ دی : رهبر معظم انقلاب ابتدا به دلایل ماندگاری قیام های مردمی نظیر ۱۹دی اشاره کرده و فرمودند در ۱۹دی تفکر انقلابی گسترش پیدا کرد و تثبیت شد. از نظر ایشان دلایل ماندگاری ۱۹ دی در تاریخ عبارتند از:
۱-گسترش تفکر انقلابی در بین مردم
۲- احساس تکلیف اجتماعی توسط مردم
۳- درک به موقع
۴- وظیفه شناسی
۵- اقدام به موقع
۶- استمرار روند رویش ها
مقام معظم رهبری در ادامه با تاکید بر اینکه قصد ورود به مباحث تاریخی را ندارم، می فرمایند:« می‌خواهیم ببینیم وظیفه فردایمان چیست».
هیچ یک از دستگاه‌های عریض و طویل اطلاعاتی و امنیتی دنیا و نظام ستم‌شاهی نتوانستندوقوع انقلاب اسلامی را پیش‌بینی کنند و حتی چند ماه قبل از پیروزی ملت ایران،‌ کارتر در سفری به تهران، در تعریف از امنیت و ثبات رژیم سیاسی پهلوی، ایران را جزیره ثبات در خاورمیانه ناامن نامید. لذا به رغم همه ناباوری‌ها،انقلاب اسلامی پیروز شد. اما از منظر مقام معظم رهبری آنچه در این بین مهمتر از وقوع انقلاب است، ماندگاری انقلاب و تشکیل یک نظام مستحکم و مستقل بر اساس جمهوری اسلامی است؛ زیرا هیچ کس باور نمی‌کرد نظامی بر اساس توحید و ایمان و انقلا ب شکل بگیرد که هر روز قدرتمندتر شود. البته این اتفاق بر اساس سنت الهی رخ داد و سنت الهی این است که هر جا مومنین از خود ایستادگی و مقاومت نشان دهند، خداوند آنها را نصرت و یاری می‌دهد.وقوع انقلاب اسلامی نیز بر اساس همین سنت الهی اتفاق افتاد و حادثه بی‌نظیری را به وجود آورد.
معظم له تصریح می فرمایند: باید بررسی شود که چرا انقلاب اسلامی پیروز شد در حالی که نهضت¬های مشابه مردم ایران مانند نهضت ملی صنعت نفت و نهضت مشروطه موفق نشدند؟ چه عواملی سبب شد با این که نهضت‌ها و انقلاب‌های گذشته مردم ایران دنبال خواست حداقلی بودند نتواستند پیروز شوند و نظام سیاسی تاسیس نمایند اما انقلاب اسلامی که خواست حداکثری را دنبال می‌کرد، موفق شد؟
از منظر رهبر معظم آنچه مهم است این است که انقلاب ایران تنها انقلابی است که تاکنون پابرجا مانده و همه همت دشمن این است که این ماندگاری را بهم بزند، زیرا این ماندگاری برای آنها بهت آور بوده است. لذا دست به همه کاری زدند ازجمله وقایع سال ۸۸که واقعا یک کودتا و انقلاب رنگی بود.
رهبر معظم انقلاب در خاتمه این بخش از سخنان خود تاکید می فرمایند: غرض این است که این ماندگاری مسئله مهمی است این ماندگاری را بایستی به عنوان یک هدف در نظر داشت و به این فکرکرد که چگونه تأمین خواهد شد. نگاه کنید ببینید عناصر ماندگاری انقلاب چیست؟ آن عناصر را تک تک ما باید تأمین کنیم. همه باید به این فکر باشیم و این در شرایطی است که آمریکایی ها پس از برجام اسم آن را گذاشته‌اند دوره سخت¬گیری بر ایران. ملت ایران، جوانان، مسئولان آگاهانه و هوشیارانه با شهامت در مقابل دشمن بایستند و برای هر لحظه¬ای وظیفه¬ای است، آن وظیفه را باید شناخت و انجام داد.
چرا عناصر ماندگارساز انقلاب به مخاطره افتاده اند؟: اکنون سوالاتی مطرح است که منشاء و زمینه های شکل گیری دغدغه های رهبر معظم انقلاب چیست؟ چرا این تلاش ها در دستور کار برخی از جریان‌ها و گروه های سیاسی قرار گرفته است؟ چه اتفاقی به وقوع پیوسته که عناصر ماندگاری انقلاب در سیبل هدف بدخواهان انقلاب و دشمنان نظام اسلامی قرار گیرد؟ چرا سکاندار اصلی نظام باید به این جمع¬بندی برسد که ماندگاری انقلاب حضرت امام(ره) با خطر مواجه شده است؟
نگاهی جریان¬شناختی به عرصه سیاسی کشور نشان می دهد جریان هایی تلاش می کند تا عناصر قوام‌بخش و مولفه‌های تثبیت‌کننده و شاخصه‌های ماندگاری انقلاب اسلامی را با استفاده از شرایط و بسترهای موجود تضعیف کرده و یا از بین ببرند.
الف)امکان نفوذ از بستر انتخابات : خطر نفوذ به مجلس و خبرگان رهبری به اندازه ای جدی شده است که رهبر معظم انقلاب در ادبیاتی کم سابقه می فرمایند: «مردم در باب انتخابات باید خیلى متوجّه این باشند. اگر فرض کنیم عنصر نفوذى به شکلى وارد مجلس شوراى اسلامى بشود یا وارد مجلس خبرگان بشود یا در ارکان دیگر نظام نفوذ بکند، مثل موریانه از داخل میجَود و پایه‌ها را سست میکند و فرو می‌ریزد؛ قضیّه این‌جورى است. مسئله‌ى نفوذ خیلى مهم است.»
رهمنودهایی که مقام معظم رهبری تاکنون در خصوص انتخابات هفتم اسفند داشته اند نشان می دهد که ایشان در مقایسه با گذشته ورود جدی‌تر و شفاف‌تری به صحنه تبیین و روشنگری داشته و احتمالا این رویه در فرصت های بعدی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.در خصوص چرایی این امر می توان به خطر نفوذ دشمنان انقلاب اسلامی بویژه پیگیری هدف کاهش روحیه انقلابی و طرد انقلابیون اشاره کرد و این در حالی است که نخبگان، احزاب و جریانات سیاسی دچار نوعی بی‌حسی و بی‌مسئولیتی در قبال انقلاب و مسائل سیاسی شده و سرگرم موضوعات فرعی و حاشیه شده اند.
از همین رو، مقام معظم رهبری لزوم انتخاب درست و رای به اصلح یا صالح را پس از مشارکت حداکثری در اولویت قرار داده و جهت کمک به مردم در گزینش نماینده اصلح و صالح توصیه‌های کاملا شفاف و هوشمندانه داشته اند که برخی از آنها عبارتند از:
۱- ترسیم شاخصه های مجلس مطلوب؛ چنانچه می فرمایند: ملاحظه می‌کنیدکه بحمدالله مجلس کنونى ما، در مسائل بین‌المللى، مواضع خیلى خوبى می¬گیرد؛ این خیلى براى کشور مغتنم است. این کجا، و این که یک مجلس شورائى ما تشکیل بدهیم که در مقابل دشمنان بین‌المللى و جبهه‌ى متّحد دشمنان، حرف آنها را بزند [کجا]؛اینها خیلى با هم فرق می¬کند. این کجا که مجلسى داشته باشیم که چه در قضیّه‌ى هسته‌اى و چه در قضایاى گوناگون دیگر، حرف دشمن را تکرار بکند؛ یا این که نه، مجلسى مستقل،آزاد و شجاع باشد؛ همان‌ جورى که مردم شعار می‌دهند، داخل مجلس شعار بدهند؛ همان ‌جورى که مردم می¬خواهند، در داخل مجلس موضع‌گیرى کنند؛ این خیلى مهم است.
۲- تبیین شاخصه های نماینده اصلح؛ مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند: به افرادى اعتماد بکنیم که واقعاً به دین‌دارى اینها و به تقیّد اینها اعتقاد داشته باشیم؛ بدانیم اینها متدیّنند، بدانیم انقلابى‌اند، بدانیم در خطّند، در راه امامند، امام را واقعاً قبول دارند؛ راهش این است که اینها را بدانیم.
۳- هشدار در خصوص لیست های با مقاصد فاسد؛ در این رابطه می فرمایند: گاهى این‌جور نیست که از روى صفا و واقعیّت و علاقه‌مندى به انقلاب‌[باشد] – اساس کار، انقلاب است – و از روى علاقه‌مندى به انقلاب بیایند یک فهرست پیشنهادى را بدهند؛ نه، روى مقاصد دیگر – گاهى اوقات مقاصد فاسد – پیشنهادهایى میدهند. مردم توجّه کنند و ببینند که آن فهرست‌هایى را که پیشنهاد شده است از کجا پیشنهاد شده؛ از طرف چه کسى پیشنهاد شده؛ آن کسانى را که مورد اعتمادند، قابل اطمینانند، قابل اعتمادند انتخاب بکنند. این هم یکى از چیزها است.
۴- توصیه در اعتماد به افراد لیست دهنده؛ به نظر بنده این ‌جور می‌رسد که چون یکایک افراد را ممکن است نشناسیم – خود بنده هم وقتى این فهرستها را مى‌آورند که بیایم رأى بدهم، بعضى از آدم‌هاى این فهرستها را نمى‌شناسم امّا اعتماد می‌کنم به آن کسانى که [اینها را] معرّفى کرده‌اند، و نگاه می‌کنم ببینم آن کسانى که این فهرست را معرّفى کرده‌اند چه کسانى هستند؛ اگر دیدم اینها آدم‌هاى متدیّن و مؤمن و انقلابى‌اى هستند، به حرفشان اعتماد می‌کنم و به [فهرست‌] آنها رأى می‌دهم؛
۵- عدم اعتماد به لیست‌های غیرانقلابی؛ اگر دیدم کسانى که این فهرست را داده‌اند کسانى هستند که به مسائل انقلاب، به مسائل دین، به مسائل استقلال کشور خیلى اهمّیّتى نمی‌دهند، دلشان دنبال حرف آمریکا و غیرآمریکاست، به حرفشان اعتماد نمی‌کنم.
۶-تذکر نسبت به تغییر شاخصه‌های انقلابی¬گری و لزوم شناخت آنها؛ یعنی شاخصه هایی که در گذشته برای تشخیص انقلابیون و غیرانقلابی ها وجود داشت در حال حاضر تغییر کرده و باید شاخصه های انقلابیگری در شرایط کنونی را شناخت. این موضوع از نظر رهبر معظم انقلاب آنقدر اهمیت دارد که می فرمایند: «اگر اطلاع ندارید از افراد آگاه تر بپرسید.» چرا چون اجتهادهای شخصی در این زمینه ها مشکل ساز شده و اینها ضربه می زند.
۷- اشاره به برخی از شاخصه‌های انقلابی¬گری متناسب با شرایط کنونی مانند: ۱- احساس تکلیف۲- اقدام به موقع۳- بصیرت مضاعف۴- گسترش تفکر انقلابی
۸- تاکید بر حفظ انقلاب در سایه عمل به وظیفه؛ چنانچه فرمودند: اگر به وظایف مان عمل کنیم دو خصوصیت دارد: یکی اینکه انقلاب خواهد ماند؛ و دیگر اینکه به آرامش خواهیم رسید.
۹- افزایش رویش ها در مقابل ریزش‌ها؛ مقام معظم رهبری به صراحت اعلام کردند که برخی ریزش‌ها به خاطر برخی مسائل کوچکی مثل اختلافات خانوادگی و ناراحتی از انقلاب است که برخی انقلابیون پشیمان و خسته از گذشته انقلابی، دست به انتقام می‌زنند. اما من به عنوان یک فرد مطلع می‌گویم که رویش ها بسیار بیشتر از ریزش هاست و با استمرار روند رویش هاست که ماندگاری انقلاب تضمین می شود.
ب)تحول در شیوه برخورد غرب با انقلاب اسلامی : علاوه بر موارد مذکور اتفاقاتی هم در نظام بین‌الملل و بیرون از مرزهای ما به وقوع پیوسته که موجبات نگرانی رهبر معظم انقلاب را فراهم کرده است. یکی از این اتفاقات این است که دشمنان انقلاب اسلامی براندازی نرم نظام اسلامی از درون را در دستور کار خود قرار داده است. اساسا مفهوم پروژه نفوذ همین است که از طریق مردم و به دست مردم در بستر دموکراسی انقلابیون طرد شوند و منظور از نفوذ فرهنگی این است که انقلابیون در بدنه مردم، منفور شوند و ریشه مشکلات آنها در تفکر انقلابی قلمداد شود. یک نفوذ جریانی مانند دوره مشروطیت در دستور کار دشمن خود قرار دارد و غربی ها به دنبال براندازی نرم از درون به وسیله نفوذ هستند.
دشمن برای مقابله با انقلاب به این نتیجه رسیده است که باید به جای جمهوری اسلامی، اصل انقلاب را مورد هدف قرار دهد. این رویکرد ناشی از تحولاتی است که ذیلا به تعدادی از آنها اشاره می شود:
۱- عبور از پروژه های کوتاه مدت به میان مدت و بلند مدت؛
۲- توجه به فروپاشی از درون به جای براندازی از بیرون؛
۳- تغییر رویکرد براندازی جمهوری اسلامی ایران به مهار و تحریف انقلاب اسلامی.
ج) برنامه‌ریزی غرب جهت برپایی انقلابی در انقلاب: دشمنان انقلاب اسلامی به این نتیجه رسیده اند که برای مقابله و یا مهار انقلاب باید انقلابی را از درون انقلاب علیه انقلاب اصیل امام(ره) راه‌اندازی کنند تا در واقع با کاریکاتوریزه کردن انقلاب چیزی شبیه مشروطه را تکرار کنند. به همین منظور برنامه های زیر را دستور کار قرار داده اند:
۱- غلبه دادن نیروهای کمتر انقلابی به جای انقلابی در مجلس و زمینه‌سازی برای تبدیل اکثریت انقلابی به اقلیت انقلابی؛
۲- اپوزیسیون سازی از درون انقلاب مانند: فتنه گران و نفاق جدید.
۳- استفاده از ظرفیت ریزشی‌ها و ناراضیان.
۴- ایجاد تصویر دوگانگی در سطوح بالای کشور و تقابل بیت امام و بیت رهبری.
۵- حمایت از جریان روشنفکری وابسته.
د) طمع آمریکا به انتخابات آینده: رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع ائمه جمعه سراسر کشور به تحلیل رفتار غرب بویژه آمریکا در انتخابات اسفندماه پرداخته و با تبیین چشم طمعی که سیاستمداران کاخ سفید به این انتخابات دوخته اند، فرمودند: «آمریکایى‌ها به این انتخابات چشم طمع دوخته‌اند؛ اینها در ایران دنبال تحوّلند؛ ما هم دنبال تحوّلیم… ما هم معتقد به تحوّلیم امّا تحوّل آنها ضدّ تحوّل ما است؛ آنها که می‌خواهند تحوّل در ایران انجام بگیرد، یعنى ما از آن اهداف، دائم دور بشویم؛ هرچه نزدیک شدیم دور بشویم، مدام عقب‌گرد کنیم و برویم به ‌سمتى که آنها می‌خواهند.»
از آنجا که طمع معمولا زمانی رخ می دهد که لقمه چربی مزه کرده و طمع برای لقمه چرب و شیرین تر ایجاد می‌شود. لذا دو تحلیل در خصوص چرایی برانگیخته شدن طمع آمریکا وجود دارد:
یکی آنکه آمریکا از نتیجه سیاست تعاملی خود که باب مذاکره با ایران را گشوده خشنود بوده و یا به منظور دستیابی به اهداف بزرگتر برخی عوارض و فشارهای ناشی از آنرا پذیرفته اند و اکنون می خواهند عواید آن را در انتخابات پیش رو از جمله نهادینه سازی میانه روی و منزوی کردن نیروهای انقلابی بهره گیرند.
دوم اینکه آمریکائی ها با استفاده از تجربه دستیابی به قوه مجریه و مقننه در دوره اصلاحات اینک برای ایجاد تغییر در کرسی های خبرگان و تاثیرگذاری بر جایگاه رهبری نظام طمع کرده اند. در این راستا ادله و شواهد زیادی در داخل و خارج از کشور وجود دارد که از باب نمونه به دو مورد اشاره می شود.
از جمله توصیه های اتاق فکرهای آمریکا به رئیس جمهور این کشور این است که یکی از اقداماتی که اوباما باید دنبال کند، تغییر نظام ایران است. اوباما نباید رئیس جمهور بعدی را ترغیب به حمله به ایران کند بلکه باید توان خود را صرف حمایت از گروههای اپوزیسیون این کشور کند. اوباما امروز باید نگران جانشین رهبر ایران باشد. اوباما میتواند برای تغییر نظام از سران فتنه شروع کند.
در داخل کشور نیز گفته ها و نوشته های زیادی از افراطیون اصلاح طلب وجود دارد که حضور خود بر کرسی ریاست جمهوری و حتی مجلس را اشتباه خوانده و انسداد سیاسی زمانی رسما از سوی آنها اعلام شد که از نظر آنها این دو قوه خواسته های آنها را تامین نکرده و تنها راه باقی مانده را ورود به جایگاه رهبری نظام تشخیص دادند. در همین رابطه می توان به مقاله علی افشاری از اعضای مرکزی دفتر تحکیم وحدت سابق با عنوان «چهار راه عمل» اشاره کرد که پیش از انتخابات مجلس هفتم خطاب به تاج‌زاده نوشت؛ چرا دوباره انتخابات برگزار می¬کنید؟ انتخابات بیرونی ها را به خطا وامی دارد که جمهوری اسلامی را دمکراتیک می پندارند و در داخل بیهوده مردم را امیدوار می سازد. بیائید بگوئید که فقه اسلام قادر به اداره کشور نیست!
ه) فتنه ۸۸: از دیگر زمینه های طمع دشمن علائمی بود که در سال ۸۸ از سوی فتنه¬گران ارسال شد. اعلام آمادگی برای بازی در زمین دشمن، سکوت منفعت طلبانه خواص، عدم تشخیص حق و باطل در سطوح نخبگان، و صدور بیانیه هایی با محتوایی که نشان می داد «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» و … به دشمنان انقلاب اسلامی نشان داد که اقدام به براندازی از داخل نظام سهل‌تر، کم هزینه تر و موفق‌تر است.
و) رویارویی نیروهای انقلاب در چارچوب جناح، جریان و جبهه های سیاسی: تصور این بود که با شکل گیری جناح‌های سیاسی به توسعه و پرواز کشور کمک خواهد شد اما با چپ و راست کردن نیروهای اصیل انقلاب به جان هم افتادند. در حلقه تصمیم‌گیرکشور و پیرامونی حضرت امام(ره)، دوگانگی و دوقطبی چپ و راست با محوریت جامعه روحانیت و مجمع روحانیون به وجود آمد. دومین تاثیر این دودستگی را باید در بازوی اجرایی انقلاب دید که بر اثر اختلافات سازمان مجاهدین انقلاب به سه طیف تقسیم شد و تلاش پنج ساله نماینده حضرت امام (ره) جهت حل اختلاف آنها ثمر نداد و اعضای آن چنان رو در روی هم به صف آرایی پرداختند که هنوز نیروهای دو طرف را می توان در خط اول همه منازعات داخلی مشاهده کرد.
بازتاب این شکاف های سیاسی در نهادهای تاسیس شده توسط انقلاب همچون کمیته انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی و سپاه پاسداران نیز محسوس بود که مجال طرح آن نیست.
پس از ریزش کارگزارانی ها از جناح راست و حرکت آنها به سمت چپ، نتیجه انتخابات ۷۶ به گونه ای رقم خورد که از درون آن دوم خردادی ها سر برآوردند و اساس یک افراط گرایی چپ روانه به نام اصلاحات را بنا نهادند. تندروی اصلاحات تقابل شدید میان نیروهای انقلاب را متوجه اصل انقلاب ساخت و تغییر قانون اساسی، افزایش اختیارات ریاست جمهوری و تلاش برای تضعیف اصل ولایت فقیه در دستور کار قرار گرفت که شرح آن به کتاب‌های جداگانه نیاز دارد.
محصول افراط¬گرایی چپ به شکل گیری گفتمان جدیدی در درون جناح به اصطلاح راست منجر شد که عنوان خود را جهت حفظ اصول انقلاب «اصولگرایان» گذاشت. گفتمان اصولگرایی گرچه تاثیر زیادی در همگرایی میان نیروهای انقلاب و در نتیجه توجه به مشکلات زیربنایی جامعه داشت لکن کثرت گروه‌های درون این جریان و عدم پای‌بندی دولت برآمده از آن به قواعد تشکیلاتی، سبب بروز اختلافاتی گردید که توان نیروهای ارزشی و انقلابی را مجددا به مسائل حاشیه ای کشاند.
برآیند رفتار اشتباه برخی از چهره های شاخص اصولگرا این پیام را به جامعه القاء می نمود که حرکت اصولگرایان نیز دچار افراط¬گرایی برخی از جریان ها،گروه‌ها و افراد داخل آن شده است. این امر فضای سیاسی کشور را برای طرح عنوان «اعتدال» آماده ساخت.
شعار اعتدال بدون آنکه شاکله یک گفتمان با دال ها و مفصل بندی های مشخص را داشته باشد تا بتواند مرزهای غیریت خود با سایر گفتمان های موجود را نشان دهد، با اقبال عمومی مواجه شد و پا به عرصه قدرت گذاشت. به همین دلایل بود که اعتدال بر خلاف آنچه انتظار می رفت تا توان هر دو جناح کشور را در خدمت اهداف انقلاب و مشکلات مردم قرار دهد، خیلی زود درگیر مسائلی شد. به گونه‌ای که حتی شکاف درون جریانی میان اصولگریان را تشدید کرد و اساسا موضوع همراهی با دولت و سیاست های آن بویژه آنچه در مسیر توافق هسته ای رخ داد، به محل مناقشه دیگری تبدیل شد. بویژه آنکه دولت رسما مخالفان و منتقدان خود را که عمدتا نیروهای انقلابی بودند، افراطی و رادیکال می نامید و اصلاح طلبان با اهداف خاصی سعی در همراهی خود با دولت داشته انتقادات و اختلافات‌ خود را مدیریت نمودند که بخشی از آن به انتخابات اسفند گره خورده و احتمالا از سال بعد رویه متفاوتی در پیش گیرد. زیرا اعتدال و اصلاحات اگرچه بر اساس نیازهای مشترک و منافع کوتاه مدتی که دارند ممکن است در انتخابات پیش رو مانند انتخابات ۹۲ به صورت مکمل و موتلف عمل کنند اما اختلافات آنها به اندازه ای زیاد است که حتی ممکن است آنها را پیش از انتخابات هم در دو صف قرار دهد اما فعلا نیاز به هم افزایی توان برای توسعه قدرت و رقابت با اصولگرایان و وساطت آقای هاشمی آنان را با هم متحد کرده است.
با این وجود اعتدال بنا به دلایل متعدد به پایگاه، روزنامه ها، احزاب، سکوت و همراهی اصلاح طلبان نیاز دارد. در عین این‌که آنها نیز به پشتیبانی و قدرت دولت نیاز دارند و در حال حاضر نیز از روحانی می‌خواهند برای رد صلاحیت‌های نامزدهای منسوب به آنها با توجه به اختیاراتی که به عنوان رئیس جمهور دارد، در شورای نگهبان و سایر مراکز رایزنی‌ کند. مهمتر اینکه هر دو موفقیت خود در انتخابات آتی را با لیست مشترکی که از حمایت هاشمی، روحانی و خاتمی برخوردار باشد، بیشتر می دانند.
اما آنچه اوضاع را در سپهر سیاسی کشور پیچیده کرده و روند وقایع را فراتر از مسائل جناحی و سیاسی به نفع دشمنان انقلاب رقم می زند این است که خواست دولت و جریان اعتدال بر سر ترکیب مجلس با خواست افراطیون اصلاح طلب یکی شده است. زیرا طیف اعتدالی اصلاح طلب به دنبال ریاست عارف بر مجلس بوده و افراطیون این جناح، معتقدند مجلسی شبیه مجلس پنجم مطلوب آنهاست.
روزنامه آرمان به قلم زیباکلام در استدلال این رویکرد نوشت: اگر عارف رئیس مجلس دهم شود، مجلس ششم در اذهان جلوه می¬کند و نظام و نهادهای انقلابی حساس می¬شوند در حالیکه عارف نخواهد توانست خواسته های ما را تأمین کند؛ اما اگر رئیس مجلس دهم کسی از جناح مقابل باشد و اصلاح طلبان دارای اقلیت قوی باشند، مجلس دهم مجلس پنجمی را تداعی خواهد کرد که از درون آن دوم خرداد بوجود آمد.
این در حالی است که جریان اعتدال هم به طور طبیعی دنبال شکل دادن چنین مجلسی است.آنها معتقدند باید افراطی‌ها را طرد کرد و معتدلین دو جناح را جذب کرد تا مجلس آینده، مجلس اعتدال باشد. لذا هر دو طیف اعتدالی و اصلاح طلب افراطی از ادامه وضعیت فعلی در ترکیب مجلس آینده استقبال می کنند. چراکه هدف بعدی آنها رقابت با روحانی در ریاست جمهوری دوازدهم می باشد. این درحالی‌است که اعتدالیون اصلاح طلب بر ریاست فردی اصلاح طلب مثل عارف اصرار دارند.
همین گونه اختلافات در محوریت جریان اصلاحات و نوع نگاه به اصولگرایان نیز مشاهده می شود. محور شدن هاشمی و روحانی برای اصلاح ‌طلبان افراطی مطلوب نیست. آنها معتقدند که باید غیریت خودمان با اعتدال و اصولگراها را حفظ کنیم و اگر با روحانی و جریان اعتدال یک دست شویم،‌ از خلوص سیاسی و اصالت اصلاح طلبی‌ کاسته ‌شده، به دلیل خاستگاه سنتی روحانی که جامعه روحانیتی است با کاهش پایگاه اجتماعی و ریزش در طرفداران خود مواجه خواهیم شد.
این در حالی است که اصلاح طلبان هم به قدرت و نفوذ روحانی نیاز دارند و هم به رقابت با وی. لذا در عین اینکه تلاش می‌کنند همگرایی خود با وی و اعتدالیون را نشان دهند، در عین حال وی را اولین رئیس جمهور چهار ساله می‌نامند و این همان چیزی است که دولت و اعتدال را عصبانی کرده و فاصله وی با اصلاح طلبان را زیاد می کند. البته مشکل اصلی دولت روحانی این است که حزب قوی ندارد و با توجه به این که معاون اول رئیس جمهور، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران است، و این حزب تاثیر زیادی در رفتار و حرکات سیاسی دولت دارد که از جمله آنها تنظیم روابط دولت با دو جریان اصولگرا و اصلاحات می باشد.
یک سوال مهم در این میان این است که چرا اصلاح طلبان افراطی بر رقابت و لزوم عبور از روحانی تاکید دارند و حتی نمی خواهند این خواسته خود را کتمان کنند؟ پاسخ این سوال در خواسته های افراطی برخی اصلاح طلبان نهفته است که با تمسک به برخی از نظریه های غربی به دسته بندی دولت های دهم و یازدهم پرداخته و با استثنایی خواندن دولت احمدی نژاد، دولت روحانی را دولت نرمال معرفی می نمایند که حداکثر موفق به نرمالیزه کردن کشور خواهد شد و به گفته حجاریان، اصلاح طلبان باید بتوانند از این نرمالیزاسیون به نفع دمکراتیزاسیون سود ببرند. اقدامی که اخیرا از سوی کنگره آمریکا مورد استقبال قرار گرفته و بودجه قابل توجهی نیز برای آن در نظر گرفته شده است.
اما اینکه چرا اصلاح طلبان این گونه مطالبات و رقابت خود با روحانی را کتمان نمی کنند باید اشاره داشت که اصلاح طلبان علی الظاهر بر این گمانند که اگر رقابت خود با روحانی را به سرعت شروع نکنند میدان برای رقابت اصولگرایان با روحانی باز می شود و در آن صورت باید به کمک وی بشتابند و این در حالی است که هنوز احساس می‌کنندکمک قبلی آنها با پاسخ درخور مواجه نشده و حتی آقای روحانی خود را وامدار آنها نیز نمی داند. اما اگر آنها وارد یک رقابت علنی با روحانی شوند اصولگرایان برای جلوگیری از پیروزی اصلاح طلبان ناگزیر به حمایت از روحانی شده و این شرایط آنها چیزی از دست نخواهند داد.
ز) دوقطبی¬سازی های تصنعی: چند گونه دوقطبی در حال حاضر جامعه ما را در برگرفته است که مهمترین آنها با سه ماهیت متفاوت شکل گرفته اند:
یک. دو قطبی هسته‌ای؛ در این دوقطبی همه چهره های سیاسی و احزاب و نخبگان به دو دسته دل آرام و دلواپس تقسیم می شوند. با عنایت به اینکه دل‌آرا‌م‌ها نزد افکار عمومی خود را ناجی و پیگیر حل مشکلات مردم معرفی می¬کنند، دلواپسان توسط آنها در مقابل مطالبات مردم قرار داده می‌شوند.
دو. دو قطبی اقتصادی؛ در این دوقطبی همه کسانی که معتقدند مذاکرات با آمریکا قابل تعمیم به سایر حوزه‌ها بوده و حل مشکلات اقتصادی منوط به تعامل بیشتر با غرب می باشد، در برابر کسانی قرار می گیرند که راه حل مشکلات اقتصادی کشور را با تکیه بر درون و اقتصاد مقاومتی ممکن می دانند؟
سه. دو قطبی سیاسی؛ در این دوقطبی مخالفان و منتقدان دولت در یک طرف و همراهان دولت نیز در طرف دیگر قرار می‌گیرند. از آنجا دولت خود را معتدل و عقلانی و اهل تدبیر معرفی می¬کند، کسانی که در مقابل آن قرار دارند به طور معمول تندرو خوانده می شوند.
پیامد مخاطره‌آمیز این دوقطبی های کاذب علاوه بر تقابل نیروهای انقلاب، احزاب سیاسی و حتی دو قوه، این است که آمریکا می خواهد با شمارش آراء برخی از قطب های فوق، به استناد آمار، پایگاه اجتماعی خود را برآورد کرده و از آن به عنوان تغییر در رویکرد ملت ایران به آمریکا و غرب تحلیل کند. به عبارت دیگر می خواهد بگوید که مذاکرات و سیاست تعاملی و لغو تحریم ها تاثیر داشته و چهره منفور آمریکا در ایران عوض شده است. این از نفوذ خطرناک تر است و آثار و پیامدهای آن را باید در حل بحران سوریه، جنگ یمن و به طور کلی در چشم انداز منطقه‌ای مشاهده کرد.
این در حالی است که خط کشی های صورت گرفته واقعی نبوده و ملاک مناسبی برا ی دسته بندی های سیاسی نمی باشد؛ چراکه نه همراهان دولت و موافقان توافق، آرامش و اطمینان خاطری نسبت به عملکرد طرف غربی بویژه آمریکا دارند و نه دلواپسان کسانی هستند که به فکر حل مشکلات مردم نباشند.
نتیجه: بقای انقلاب اسلامی نیاز به عواملی دارد که رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان عناصر ماندگار انقلاب یاد فرموده و بنا به دلایلی که ذکر شد، معظم له این عناصر را در معرض تهدید می‌بینند. این در حالی است که توان نیروهای مدافع انقلاب سرگرم مسائل حاشیه ای و گروهی شده و بر اساس دسته بندی های غیر واقعی به نزاع با یکدیگر مشغول هستند. تاسف بار آنجاست که در میان احزاب درون نظام، دیدگاه‌هایی وجود دارد که آنها را از رقابت با جناح‌های ضدانقلاب و یا زاویه‌دار از انقلاب اسلامی مشغول رقابت با اصل نظام و حتی به تقابل با کیان انقلاب اسلامی کشانده است.
در حالی شکاف‌های سیاسی به عناصر ماندگارساز انقلاب اسلامی لطمه می زند که دشمنان بیرونی نظام از این اختلافات بهره گرفته و به دنبال نفوذ خود از طریق یارگیری در میان گروه‌های داخل کشور می باشند. بر همین اساس باید گفت این شرایط برای اجرای نفوذ جریانی شبیه همان زمینه‌هایی است که در مشروطه از سوی دشمنان انقلاب ملت ایران فراهم شده بود.
راهکار عملی مقابله با این خط نفوذ بازنگری جدی در خط کشی های سیاسی است که باید خروجی آن شکل گیری جبهه انقلابیون در مقابل غیرخودی ها باشد و این همان راهی است که حضرت امام (ره) از همان روزهای اول انقلاب با دسته‌بندی دوگانه حزب الله در مقابل حزب شیطان و اعوان آن ترسیم کردند و در ادبیات امام خامنه‌ای با عنوان جبهه انقلاب و ضد انقلاب یا جبهه خودی و غیر خودی بیان شده است.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*