کمتر از دو ماه دیگر به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است. در حالی که احساس می شود حداقل الان و در این بازه زمانی شور و حرارت خاصی در بین مردم درباره انتخابات وجود ندارد ، اما در آن سو و در بین کسانی که خود را در قامت رییس جمهور بعدی کشور می بینند شور و هیجان گسترده ای در جریان است.

تعداد زیادی از شخصیتهای سیاسی از طیفها و جناح های مختلف کشور به صورت رسمی و یا غیر رسمی اعلام نامزدی کرده اند.

در قانون اساسی رییس جمهور مقام اول اجرایی کشور می باشد که قدرت و اختیارت و مسئولیت های مشخصی برای ایشان تعریف شده است.

مسلما هر فردی که قصد نامزد شدن برای این مهم را داشته باشد اولین و حیاتی ترین موضوعی را که باید بداند و به آن واقف باشد همین حدود قدرت و اختیارات مقام ریاست جمهوری است تا بتواند بر اساس این شرایط وعده و قول های انتخاباتی بدهد.

قصد ما در این نوشتار فعلا پرداختن به کافی بودن یا نبودن قدرت و اختیارت رییس جمهور در ایران نیست بلکه بحث اساسی این است که هر نامزد و کاندید ریاست جمهوری با آگاهی به محدوده اختیارات ریاست جمهوری بدان ورود کند تا فردا روزی که به دلیل ناتوانی و بی تدبیری امید مردمی را که به ایشان رای داده اند تبدیل به یاس و نامیدی کرد ؛ تقصیر همه ناکارآمدی های خود را متوجه اختیارات کم مقام ریاست جمهوری نکند.

جالب اینجاست که تعداد زیادی از رجالی که همواره رییس جمهور را در اداره امور کشور هیچ کاره دانسته و یا حداکثر مقامی را که برای برای ایشان قائل می شوند در حد تدارکاتچی می باشد ؛ خود سینه چاک ترین افراد برای رسیدن به پست ریاست جمهوری می باشند.

پیشنهاد می شود در متن تحلیف ریاست جمهوری این جمله هم گنجانده شود: ” اینجانب به عنوان رییس جمهور ایران با علم کامل به حدود و اختیارات ریاست جمهوری این مقام را پذیرفته و در آینده هیچ گونه ادعایی مبنی بر کم بودن اختیارات نخواهم داشت”.